تبليغاتX
مهدی فاطمه...خداکند که بیایی

مهدی فاطمه...خداکند که بیایی

شرح خصوصیات اخلاق رفتار وزندگانی حضرت مهدی

ولادت دهمین سپهر سروری آسمان ولایت وامامت حضرت امام هادی علیه السلام مبارک باد

سلام.میلاد باسعادت دهمین سپهرسروری آسمان ولایت وامامت ودوازدهمین نور خاندان نور ورحمت ورسالت  یوسف فاطمه  حضرت ابوالحسن امام علی بن محمّد الهادی النّقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام برصاحب این جشن وسرور حضرت امام مهدی فاطمه عج الله وبرهمه ی کائنات به نور وسرور و شادی باد.

درتاریخ ولادت واسم وکنیت حضرت امام علی بن محمد الهادی النّقی الهادی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام:

مشهور آن است که در نیمه ی ذیحجه ی سال 212 درحوالی مدینه در موضعی که آن را صریا گویند آن بزرگوار دنیا رابه نور وجود باسعادتشان روشن فرمودند. ولیکن به روایت ابن عیّاش ولادت آن حضرت در دوم رجب یا پنجم آن واقع شده .

مادر مکرمه ی معظّمه ی جلیله ی ایشان خانوم حضرت سمّانه مغربیّه علیه آلاف التحیّته والثنا والسّلام می باشند که معروف هستند به سیّده و در کتاب جنّات الخلود آمده است که آن حضرت مکرمه ی مخدره ی  جلیله  همیشه روزه ی سنتی داشتند و در زهد وتقوی مثل و مانند نداشتند و در درّالنّظیم است که کنیه ی آن بانوی مخدره ی فاضله  امّ الفضل بوده و محمّدبن فرج و علی مهزیار روایت کرده اند از حضرت امام علی بن محمد الهادی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام که فرمودند: مادرم عارفه است به حق من و او از اهل بهشت است  نزدیک نمی شود به او شیطان سرکش ونمی رسد به او مکر جبّار عنید وخداوند او را نگهبان و حافظ است و تخلّف نمی کند از امّهات صدیقین وصالحین.

اسم شریف آن امام همام علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام علی بود و کنیت ایشان ابوالحسن و چون حضرت امام موسی بن جعفر علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام و حضرت امام رضا علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام را نیز ابوالحسن می گفتند از جهت تعیین آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام را ابوالحسن الثا لث می گویند چناچه حضرت امام رضا علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام را ابوالحسن الثانی وگاهی هم مکان ثا لث ماضی یا هادی یا عسکری ذکر می کنند و چناچه اهل حد یث می دانند مشهورترین القاب آن حضرت نقی وهادی است ( وگاهی آن حضرت را نجیب و مرتضی و عالم و فقیه و ناصح و امین و موتمن و طیب و متوکل می گفتند ) ولیکن لقب آخر را آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام مخفی می کردند و اصحاب خود را امر فرموده بودند از این لقب اعراض کنید به جهت آن که لقب خلیفه متوکل علی الله بود در آن زمان. و چون آن جناب وفرزند بزرگوارشان حضرت امام حسن علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام در سامره اقامت کردند در محله ای که عسکر نام داشت از این جهت هردو بزرگوار را نسبت به آن مکان داده و عسکری می گفتند. و در شمایل آن حضرت گفته اند که آن جناب متوّسط القامت و مرطوبی بودند و روی سرخ وسفید و گونه های اندک بر آمده و چشمهای فراخ وابروهای گشاده و چهره ی دلگشا داشتند ونقش نگین آن جناب

اللهُ ربّی وهو عصمتی من خلقه  بوده است و انگشتر دیگری داشتند که نقشش این بود: حفظ العهود من اخلاق المعبود.

سیّد بن طاوس روایت کرده از جناب حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام که حضرت امام محمّد تقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام این حرز را برای پسرعزیزشان حضرت امام علی النّقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام در هنگامی که آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام کودک بودند و درگهواره جای داشتند و تعویذ می کردند آن حضرت را به این تعویذ و امر فرمودند اصحاب خود را به آن و آن حرز این است:

بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولاقوه الا بالله العلی العظیم اللهم رب الملائکه والروح  الخ.

ومتن کامل این حرز در کتاب مهج الدعوات است

و تسبیح آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام:

سبحان من هو دائم لایسهو سبحان من هو قائم لا یلهو سبحان من هو غنی لا یفتقر سبحان الله و بحمده.

 

 یاسیدنا ومولانا انا توجهنا واستشفعنا

 

مختصری از فضائل و مناقب ومکارم اخلاق حضرت امام علی النّقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام:

شیخ طوسی از کافور خادم روایت کرده که گفت حضرت امام علی النّقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام فرمودند به من که فلان سطل را در فلان محل بگذار که من وضو بگیرم از آن برای نمازم وفرستادند مرا پی حاجتی و فرمودند چون برگشتی سطل را بگذار که مهیا باشد برای وقتی که من خواستم آماده ی نماز شوم. پس آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام برقفا خفتند تا خواب کنند ومن فراموش کردم که فرمایش حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام  را به عمل آورم و آن شب   شب سردی بود پس یک وقت ملتفت شدم که آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام برخاسته اند برای نماز ویادم آمد که من سطل آب را نگذاشتم در آن محل که فرموده بودند. پس از جای خود دور شدم از ترس ملامت آن حضرت وناراحت

بودم از جهت آن که آن حضرت به سختی و مشقت خواهند افتاد برای تحصیل آن سطل آب. ناگاه مرا ندا کردند ندای غضبناک   من گفتم انا لله چه عذر آورم؟بگویم فراموش کردم چنین کاری را  و چاره ای ندیدم از اجابت آن حضرت پس رفتم به خدمتش به حال رعب و ترس

فرمودند: وای برتو آیا ندانستی رسم وعادت مرا که من تطهیر نمی کنم مگر به آب سرد  برای من آب گرم نمودی ودر سطل کردی؟! گفتم به خدا سوگند که من نه سطل را در آن جا گذاشتم و نه آب در آن کردم. فرمودند: الحمدالله  به خدا قسم که ماترک نخواهیم کرد رخصت خدا را و رد نخواهیم کرد عطای او را .حمد خداوندی را که قرار داد ما را از اهل طاعتش وتوفیق داد ما را به اعا نت نمودن از برای عبادتش همانا پسغمبر صلی الله علیه وآله فرمودند: که خداوند غضب می کند برکسی که قبول نکند رخصتش را.

 

 در دلائل معجزات حضرت امام علی النّقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام

ابن شهرآشوب و قطب راوندی از ابوهاشم جعفری روایت کرده اند که گفت خدمت حضرت امام علی النّقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام شرفیاب شدم پس با من به زبان هندی تکلم کردند من نتوانستم درست جواب دهم و در نزد آن حضرت رکوه ای بود مملو از سنگ ریزه پس یکی از سنگ ریزه ها را برداشتند و مکیدند پس نزد من افکندند من آن را در دهان گذاشتم و به خدا سوگند که از خدمت آن جناب برنخاستم مگر آن که تکلم می کردم به 73 زبان که اول آن زبان هندی بود.

 

السلام علیک یا علی بن محمّد الهادی النّقی یابن رسول الله ورحمه الله وبرکاته

 

در ذکر بعضی کلمات موجزه از حضرت امام علی بن محمّد الهادی النّقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسلام

1. هرکه راضی و خشنود شد از خود و پسندید خود را بسیار شوند خشمناکان براو.

2. فرمودند: بیهودگی خوش منشی بی خردان وصفت نادانان است.

3. یاد کن وقتی را که افکنده شده ای بر زمین مقابل اهل خود پس طبیبی نیست که منع کند تو را از مردن و نه دوستی که نفع رساند تو را در آن حا ل.

4. مقدرات و چیزهایی که تقدیر شده بنمایاند به تو چیزهایی را که خطور نکرده بود به دل تو.

5. فرمودند: حکمت تاثیر نمی کند در طبعهای فاسد

به همین ملاحظه است که حضرت امیرالمومنین امام علی بن ابی طالب علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام  فرمودند: لاتعقلوا الجواهر فی اعناق الخنازیر  یعنی آویزان نکنید در گردنهای خوکان جواهر را.

(همچنین می توانید از مطالب سایت مهر در این مورد استفاده کنید)

                                                          ادامه دارد....

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم دی 1384ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط محمدحسین   | 

سلام شهادت پنجمین پیشوای شیعیان جهان حضرت امام باقر علیه السلام برهمگان به تسلیت باد

سلام. شهادت پنجمین اخترآسمان امامت وولایت  و پنجمین سپهرسروری

 وهفتمین نورعصمت  خاندان عصمت وطهارت

 باقرالعلم والعلوم حضرت امام محمّدبن علی ٍ الباقرعلیه آلاف التحیّت والسّلام

برهمگان به تسلیت وتعزیت باد   

--------------------------------------------------------------------------------------------------

 

الف.مختصری از فضائل ومناقب ومکارم اخلاق حضرت امام محمّدباقر علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام:

۱. از حضرت امام جعفرصادق علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام مرویست که فرمودند استری از پدرم مفقود شد  فرمودند: اگر خدای تعالی این استر را بازگرداند او را به سپاسی ستایش فرستم که خشنود گردد چیزی برنگذشت که آن استر را با زین ولجام بیاوردند چون سوار گردیدند وراست بنشستند وجامه های مبارک را به خود فراهم کردند سر به آسمان برکشیدند وعرض کردند الحمدالله سپاس مخصوص خداوند است واز این افزون چیزی نفرمودند آنگاه فرمودند: هیچ چیز از مراسم حمد ومراتب محمدت فروگذار نکردم وبه جای نگذاشتم وتمام محامد را مخصوص خداوند عزوجل نمودم همانا هیچ حمد وسپاسی نیست  جز این که داخل این حمدی است که به جای آوردم وچنین است که آن حضرت فرمودند چه الف و لام در الحمدالله از برای استغراق است یعنی تمام جنس خود را فرا می گیرد ومتفرد می گرداند خدای تعالی را به حمد وسپاس وبس.

۲. وگفته که وقتی مردی نصرانی از روی جسارت درحضرتش عرض کرد انت بقر. فرمودند: نه چنین است بلکه من باقر میباشم .عرض کرد تو پسرطباخه میباشی   فرمودند: ذاک حرفتها آن حرفه ی او بود.  عرض کرد توپسر کنیز سیاه بدیَه بد زبان هستی فرمودند: ان کنت صدقت غفرالله لها وان کنت کذبت غفرالله لک.  اگر آنچه گفتی به حقیقت وراستی آراستی خدای از وی درگذرد و او را بیامرزد واگر در آنچه گوئی دروغ می گوئی خدای  از تو درگذرد وآمرزیده ات دارد. و بالجمله راوی می گوید چون مرد نصرانی این حلم وبردباری وبزرگی وبزرگواری را که ازطاقت بشر بیرون است نگریست مسلمانی گرفت.

۳. شیخ کلَینی روایت کرده که جماعتی خدمت حضرت امام ابی جعغر باقر علیه السّلام مشرف شدند واین هنگامی بود که طفلی از آن حضرت مریض بود پس آن جماعت از چهره ی مبارک آن حضرت آثار هم وغم مشاهده کردند چندانکه آسودن نداشت آن جماعت از مشاهده ی آن حالت همی باهم گفتند سوگند به خدای اگر این کودک را آسیبی در رسد بیمناک هستیم که از آن حضرت حالتی مشاهده نماییم که خوش نداشته باشیم راوی می گوید که چیزی برنیامد که آن کودک بمرد  صدای ناله بلند شد وآن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام گشاده روی درغیر آن حالتی که از نخست دیدیم بیرون شد   آن جماعت عرض کردند فدای تو شویم همانا از آن حالت که در شما مشاهده کردیم بیمناک بودیم که اگر واقعه ای روی دهد در تو آن بینیم که به اندوه اندر شویم. فرمودند: به درستی که مادوست داریم که عافیت نصیب ما شود در آن چیزی که ما دوست می داریم اما چون فرمان خدای در رسد تسلیم شویم در آنچه او دوست می دارد.

 قبرستان غریب بقیع

ب. درنقل پاره ای از معجزات حضرت امام محمّدباقر علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام

 ۱.به نقل از ابی بصیر قطب راوندی روایت کرده  از ابوبصیر که گفت: با حضرت امام محمّدباقرعلیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام داخل مسجد شدیم و مردم داخل مسجد می شدند وبیرون می آمدند حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام به من فرمودند: بپرس ازمردم که آیا میبینند مرا؟ پس هرکه را دیدم پرسیدم که حضرت امام ابوجعفر (علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام) را دیدی؟ میگفت نه در حالیکه آن حضرت آنجا ایستاده بودند تا آنکه ابوهرون مکفوف یعنی نابینا داخل شد حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام فرمودند: از این بپرس. از او پرسیدم که آیا حضرت امام ابوجعفر(علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام) را دیدی؟گفت آیا آن حضرت نیست که ایستاده است؟ گفتم از کجا دانستی؟ گفت چگونه ندانم وحال آنکه حضرت(علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام) نوریست درخشنده.

۲. قطب راوندی از ابوعیینه روایت کرده که گفت درخدمت حضرت امام محمّدباقر علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام بودم که مردی داخل شد وگفت: من از اهل شامم دوست می دارم شما را وبیزاری می جویم از دشمنان شما. پدری داشتم که بنی امیه(لعنت الله علیه)را دوست می داشت وبا مکنت و دولت بود وجز من فرزندی نداشت ودر رمله مسکن داشت و او را بوستانی بود که خویشتن در آن خلوت می نمود وچون بمرد هرچند در طلب آن مال بکوشیدم به دست نکردم و هیچ شک وشبهتی نیست که محض آن عداوت که با من داشت آن مال را بنهفت و از من مخفی ساخت. حضرت امام علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام فرمودند: دوست داری که پدرت را نگری و از وی پرسش کنی که آن مال در کدام موضع است؟عرض کرد آری سوگند به خدای که بی چیز و محتاج ومستمندم.پس آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام مکتوبی برنگاشتند و به خاتم شریف مزین داشتند آن گاه به آن مرد شامی فرمودند: این مکتوب را به جانب بقیع ببر در وسط قبرستان بایست آن گاه ندا برکش و به آواز بلند بگو یا درجان پس شخصی که عمامه بر سر دارد نزد تو حاضر می شود این مکتوب را به او بده وبگو من فرستاده ی محمّدبن الحسین علیه السّلام هستم و از وی هرچه خواهی باز پرس. مرد شامی آن مکتوب را برگرفت وبرفت.ابوعیینه می گوید چون روز دیگر فرا رسید به خدمت حضرت امام  ابی جعفر علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام شدم تا حال آن مرد را بنگرم  ناگاه آن مرد را بر در سرای آن حضرت بدیدم که منتظر اذن بود پس او را اجازت دادند وهمگی به سرای اندر شدیم آن مرد شامی عرض کرد خدای بهتر می داند که علم خود را درکجا بگذارد. همانا شب گذشته به بقیع شدم و به آنچه فرمان رفته بود کار کردم  درساعت همان شخص به آن نام ونشان بیامد و با من گفت از این مکان به دیگر جای مشو تا پدر تو را حاضر نمایم پس برفت وبا مردی سیاه حاضر شد و گفت اینک پدر تو است به هرچه خواهی پرسش کن. گفتم وی پدر من نیست   گفت همان است ولیکن شراره ی آتش ودخان جحیم وعذاب الیم دیگر گونش کرده است. گفتم تو پدر من هستی؟ گفت بلی   گتم این چه حالت است؟گفت ای فرزند من دوستدار بنی امیه(لعنت الله علیه) بودم و ایشان را براهل بیت پیغمبر که بعد از پیغمبر(ص) هستند برترشمردم از این روی خدای تعالی مرا به این هیئت و این عذاب و این عقوبت مبتلا گردانید وچون تو عاشق اهل بیت بودی من با تو دشمن -بودم از این روی تو را از مال خود محروم نموده وآن را از تو مصروف داشتم و امروز براین اعتقاد سخت نادم وپشیمانم ای فرزند به جانب آن بوستان من بشو و زیر فلان درخت زیتون را حفرکن و آن مال را که صدهزار درهم می باشد برگیر ازآن جمله پنجاه هزار درهم را در حضرت محمّدبن علی(ع) تقدیم کن وبقیه را خود بردار.  واینک برای اخذ آن مال می روم وآنچه -حق شماست  می آورم پس روی به دیار خود نهاده برفت. ابوعیینه می گوید چون سال دیگر شد از حرت امام محمّدباقرعلیه آلاف التحیّت  والثنا والسّلام سوال کردم که آن مرد شامی صاحب مال چه کرد؟فرمودند: آن مرد پنجاه هزار درهم مرا آورد پس من ادا کردم از آن دینی را که برذمه داشتم وزمینی در ناحیه خیبر از آن مال خریدم ومقداری از آن مال را صرف کردم درصله ی حاجتمندان اهل بیت خودم.مولف گوید که ابن شهرآشوب روایت را با اندکی اختلاف نقل کرده وموافق روایت او آن مرد شامی پدر خودر را دید که سیاه است دور گردنش ریسمانی ساه است و زبان خود را از تشنگی مانند سگ بیرون کرده وسِربال سیاهی برتن اوست و در آخر روایت است که حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام فرمودند: زود باشد که این شخص مرده را نفع بخشد این پشیمانی وندامت او برآنچه تقصیر کرده است درمحبت ما وتضییع حق ما به سبب آن رونق وسروری که بر ما وارد کرد.

نوکراهل بیت بودن افتخار است

ج.در ذکر پاره ای از کلمات حکمت آمیز حضرت امام جواد علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام

۱. حضرت امام محمّدباقر علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام فرمودند: آمیخته نشد هیچ چیز به چیزی که بهتر باشد از آمیختن

 حلم به علم.

۲. مصاحبت ورفاقت بیست سال در حکم قرابت و خویشاوندی است.

۳.سه کار وکردار است که از مکارم دنیا وآخرت است  یکی آنکه عفوکنی از کسیکه بر تو ستم کرده  ودیگر آنکه صله وپیوند کنی

باکسی که قطع رحم تو کرده سوم آنکه حلم کنی هرگاه از روی جهل و نادانی با تو رفتار شود.

۴. حیا وامان یک ریسک مقرون واین دو گوهر گرانمایه در یک لک منظوم هستند پس هرگاه یکی از آن دو برود رفیقش نیز به -

مرافقت و مصاحبت او می رود.

۵. چهار چیز است که از گنجهای بر ونیکویی است: کتمان حاجت وکتمان صدقه وکتمان درد وکتمان مصیبت.

 

د. در شهادت حضرت امام محمّد باقر علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام

وجود مبارک امام محمد باقر(ع) و روش حرکات او در مدینه، هشام بن عبد الملک را نگران کرده بود تا تصمیم گرفت تا آن حضرت را از مدینه به شام تبعید کند. مأمورین او ایشان را به شام بردند و برای خوار کردن و اهانت به آن حضرت تا سه روز به او اجازه ورود به نزد شام ندادند و حتی ایشان را در اردوگاه غلامان جای دادند تا اینکه تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند.

بعضی نوشته اند: ابراهیم بن ولید بن یزید بن عبد الملک(پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم کرد.

بعضی دیگر نوشته اند: زید بن حسن به دست هشام زهر را به زین اسب مالید و اسب را به حضور امام باقر(ع) آورد و اصرار کرد که آنحضرت بر آن سوار گردد. آن حضرت هم ناگزیر بر آن سوار شدند و آن زهر در بدن ایشان اثر کرد به گونه ای که رانهای مبارکشان متورم شد و سه روز در بستر بیماری افتادند و سرانجام به شهادت رسیدند.

قبر مقدس آن حضرت، پهلوی پدر و عم بزرگوار خود، در قبرستان بقیع می باشد.

 (این ذکر مصیبت با اجازه ی صاحب وبلاگ انا مجنون الحسین ع از این وبلاگ برداشته شده است)

                                                                                                    ادامه دارد....

+ نوشته شده در  هفدهم دی 1384ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط محمدحسین   | 

شهادت نهمین پیشوای شیعیان جهان حضرت امام جوادعلیه السّلام برهمگان به تسلیت باد

سلام. شهادت نهمین اخترآسمان امامت وولایت نهمین سپهرسروری

 ویازدهمین نورعصمت  خاندان عصمت وطهارت

 جوادالائمه حضرت امام محمَدبن علی التقی الجواد علیه آلاف التحیت والسلام

برهمگان به تسلیت وتعزیت باد.

الف.مختصری از فضائل ومناقب حضرت امام جواد علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام:

1. در تفکرآن حضرت درصدماتی که به مادر مکرمشان خانوم حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها وارد شده است:

از دلائل طبری منقول است که روایت کرده ازمحمدبن هارون بن موسی از پدرش از ابن الولید از برقی از زکریا بن آدم که وقتی در خدمت حضرت امام رضا علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام بودم که حضرت امام جواد علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام را خدمت آن حضرت آوردند درحالیکه سن شریفشان از چهار سال کمتر بود ومدت طولانی تفکر نمودند  حضرت امام رضا علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام فرمودند: جان من فدای توباد برای چه این قدر فکر می کنی؟

فرمودند: فکرم در آن چیزی است که با مادرم فاطمه علیها السّلام بجا آوردند:

اَما وَاللهِ لَاُخرِجَنَّهُما ثمَّ لَاُحرِقَنَّهُما ثمَّ لَاَ ذرِیَنَّهما ثمَّ لَاَنسِفَنَّهُما فی الیَمّ نَسفاً

پس حضرت امام رضا علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام ایشان را نزدیک خود طلبیدند ومابین دیدگان ایشان را بوسیدند و فرمودند پدر ومادرم فدای تو باد توئی شایسته از برای امامت.

 

حرمین شریفین_ کاظمین

 

2. دراشاره ی آن حضرت است به قدرت خداوند تعالی:

درمدینه المعاجز از عیون المعجزات نقل کرده که عمربن فَرَج رخجی گفت گفتم به خدمت حضرت امام محمّد تقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام که شیعیان شما

ادعا می کنند که شما می دانید هرآبی که هست در رود دجله و وزن آن را  

وما بودیم در کنار رود دجله حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام  فرمودند که: حق تعالی قدرت دارد تفویض کند علم این را برپشه ای از مخلوفات خود یا قدرت ندارد؟ گفتم قدرت دارد. فرمودند: من گرامیترهستم برخداوند تعالی ازپشه

واز بیشترخلق خدا.

3. در جواب دادن آن حضرت است از 30000مسئله:

شیخ کلینی ودیگران روایت کرده اند از علی بن ابراهیم از پدرش که گفت رخصت خواستند گروهی از اهل نواحی از ورود بر حضرت امام جواد علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام آن حضرت علیه آلاف التحیّته والثنا والسّلام اذن دادند  پس داخل شدند وسوال کردند از آن حضرت در یک مجلس از 30000مسئله حضرت امام جواد علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام جواب دادند همه ی آنها را ودر آن زمان

آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام 10 سال داشتند.

 

ب.در دلائل ومعجزات حضرت امام جواد علیه آلاف التحیبت والثنا والسّلام

1. شیخ کلینی و دیگران روایت کرده اند از محمّدبن ابی العلاء که گفت شنیدم از یحیی بن اکثم قاضی سامره بعد از آن که آزمودم او را ومناظره کردم با او ومحاوره نمودم ومراسله کردم او را و سوال کردم ازاو از علوم آل محمّد علیهم السّلام  یحیی گفت که روزی داخل مسجد حضرت پیغمبرمکرم اسلام صلی الله علیه وآله شدم طواف می کردم به قبر مبارک دیدم محمّدبن علی الرّضا علیه السلام را که طواف می نمایند به قبر مبارک پس مناظره کردم با آن حضرت درمسائل که نزد من بود یعنی آنها را خوب می دانستم پس جواب آنها را فرمودند آنگاه گفتم به آن حضرت که والله من می خواهم یک مسئله از شما بپرسم وخجالت می کشم از آن. آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام فرمودند: من خبر می دهم تو را به آن پیش از آن که از من بپرسی آن را  و آن این است که می خواهی بپرسی از من از امام  گفتم بلی همین است سوال من به خدا سوگند. فرمودند منم امام گفتم علامتی می خواهم دردست آن حضرت عصائی بود عصا به نطق آمد و گفت همانا مولای من امام این زمان است واوست حجت.

2. ابوجعفرطبری روایت کرده از ابراهیم بن سعید که گفت دیدم حضرت امام محمّد تقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام را که میزد دست خود را بر برگ زیتون پس می گردید آن نقره پس من گرفتم از آن حضرت بسیاری از آنها را و خرج کردم آنها را دربازار وابداً تغییری نکرد یعنی نقره ی خالص شده بود.

 

حرمین شریفین_کاظمین

 

3. در بعضی دلائل آن حضرت است: ونیز روایت کرده از عمّاربن زید که گفت دیدم حضرت امام محمّد تقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام را پس گفتم به آن حضرت که چیست علامت امام یابن رسول الله ؟

فرمودند امام آن است که این کار را بجا آورد پس گذاشتند دست مبارکشان را برسنگی پس ظاهر شد انگشتانشان درآن. راوی گفت پس دیدم که آهن را می کشیدند بدون آن که آتش آن را بگدازد وسنگ را با خاتم شریفشان نقش می کردند.

 

ج.در ذکر پاره ای از کلمات حکمت آمیز حضرت امام جواد علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام

1. حضرت امام جواد علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام فرمودند: اعتماد به خداوند تعالی بهاء هرچیز گرانست وبسوی هرچیز بلندی نردبان است.

2. فرمودند: عزت مومن در بی نیازی اواست از مردم.

3. فرمودند: مباش ولی خدا در آشکار و دشمن خدا در پنهان.

این کلمه ی شریف شبیه است به فرمایش جدش مولی الموحدین امیرالمومنین حضرت امام علی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام که فرمودند:

لا تَسبَّنَّ اِبلیسَ فی ِ العَلانِیَتِ وَ اَنتَ صَدیقُهُ فی السّرّ

4. (استفاده به معنی فایده گرفتن وفایده خواستن و فایده دادن است) هرکه استفاده کند برادری را به جهت خداوند تعالی همانا استفاده کرده خانه ای را دربهشت.

5. فرمودند: چگونه ضایع وتلف می شود کسی که خداوند تعالی قبول کننده وپذیرنده ی تعهد او است وچگونه نجات می یابد کسی که خداوند در طلب او است و کسی که خود را از خدا برید و به دیگری چسباند  خداوند آن را به آن دیگر واگذارد و کسی که عمل کرد از غیر علم فاسد وتباه کرد بیشتر از آنچه صلاح کرده است.

د. در شهادت حضرت امام محمّد تقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام

چون مامون لعنت الله علیه حضرت امام جواد علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام را بعد از شهادت پدر بزرگوارشان به بغداد طلبید و دختر خود را به عقد آن حضرت درآورد آن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام  چندی که در بغداد بودند از سوء معاشرت مامون لعنت الله علیه منزجر گردیدند و از مامون لعنت الله علیه رخصت طلبیدند و متوجه حج بیت الله الحرام شدند و از آن جا به مدینه ی جد مکرمشان عزیمت نمودند و درمدینه توقف فرمودند تا مامون لعنت الله علیه به هلاکت رسید ومعتصم لعنت الله علیه برادر او غصب خلافت کرد و این در 17 رجب سال 218 هجری بوده.

وچون معتصم لعنت الله علیه خلیفه شد از وفور استماع فضایل وکمالات آن معدن سعادت وخیرات نائره حسادت در کانون سینه اش اشتعال یافت ودر صدد به شهادت رساندن آن امام همام علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام برآمد وآن حضرت علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام را به بغداد طلبید. آن امام همام علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام چون قصد سفر به بغداد نمودند حضرت امام علی النقی علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام را خلیفه و جانشین خود گردانیدند ودر حضور اکابرشیعه وثقات اصحاب خود نص صریح برامامت آن حضرت نمودند وکتب علوم الهی واسلحه وآثار حضرت رسالت پناه صلی الله علیه وآله وسلم تسلیما کثیرا  وسایر پیغمبران را به فرزند مکرم خود تسلیم فرمودند ودل برشهادت نهادند و فرزند گرامی خود را وداع کردند وبا دل خونین مفارقت تربت جد خود اختیار نموده و

روانه ی بغداد گردیدند ودر روز 28 محرم سال 220 هجری وارد بغداد شدند و معتصم لعنت الله علیه در 29 ذی القعده ی همین سال آن وجود موفور السرور وسراسر نور را به شهادت رسانید.

وکیفیت شهادت آن امام مظلوم علیه آلاف التحیّت والثنا والسّلام  آن است که همسرشان ام الفضل دخنر مامون لعنت الله علیه به تحریک عمویش معتصم لعنت الله علیه آن حضرت را مسموم کرد.

 

الا لعنت الله علی القوم الظالمین

                                                           ادامه دارد....

+ نوشته شده در  دهم دی 1384ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط محمدحسین   | 

قسمتی ازاحادیث متواتره که به طور خاص برامامت حضرت امام مهدی فاطمه علیه السلام دلالت دارد

این طالب بدم المقتول بکربلا

۱.روایت صحیحی است که ثقة السلام کلینی درکتاب کافی ازحضرت امام جواد علیه السلام آورده است که فرمودند: حضرت-

امیرالمومنین علیه السلام همراه  حضرت حسن بن علی علیه السلام درحالی که به دست سلمان تکیه کرده بودند واردمسجدالحرام

شدند ونشستند که ناگاه مردی خوش قیافه وخوش لباس آمد وبر امیرمومنان حضرت علی علیه السلام   سلام کرد وخدمت

آن حضرت نشست. آن بزرگوار جواب سلام اورا دادند.سپس گفت: یاامیرمومنان علیه السلام! من سه مساله ازتو می پرسم

اگرپاسخ آنها را دادی خواهم دانست که این مردم درکارتو خلافی بزرگ مرتکب شده اند که دردنیا وآخرت مسوول آنند وگرنه

می فهمم که توبا آنها مساوی هستی وهیچ امتیازی بر ایشان نداری.

حضرت امیرمومنان علیه السلام فرمودند: هرچه می خواهی سوال کن. عرضه داشت بفرمایید: الف) وقتی انسان می خوابد

روحش به کجا میرود؟

ب) فراموشی ویاد آوری چگونه به انسان دست می دهد؟

ج) چطور می شود که فرزندان انسان به عموها یا دایی های خود شباهت میابند؟

پس حضرت امیرمومنان علیه السلام روبه حضرت امام حسن علیه السلام نموده وفرمودند: جوابش رابده.

حضرت امام مجتبی علیه السلام جوابش را دادند. آن مرد گفت: من شهادت می دهم که جز الله خدایی نیست و همیشه برآن گواه-

بوده ام وگواهی می دهم که حضرت محمد صلی الله علیه وآله رسول خداست وهمیشه برآن شاهد بوده ام. وشهادت می دهم

که تو وصیّ رسول خدا وقائم به حجت اوهستی.- وبه حضرت امیرمومنان حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام

اشاره کرد- وگواهم که توجانشین وقائم به حجّت اوهستی - وبه حضرت امام حسن علیه السلام اشاره کرد-

  وگواهم که حضرت حسین بن علی علیه السلام وصیّ برادر خود وقائم به حجّت اوست بعد از او

وحضرت امام علیّ بن الحسین علیه السلام قائم به امامت حضرت امام حسین علیه السلام است بعد از او

وحضرت امام محمّدبن علی علیه السلام قائم به امامت حضرت امام علیّ بن الحسین علیه السلام است

وحضرت امام جعفربن محمّد علیه السلام قائم به امامت حضرت امام  محمّدبن علیّ علیه السلام  است

وحضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام قائم به امامت حضرت امام جعفربن محمّد علیه السلام  است

وحضرت امام علیّ بن موسی علیه السلام که قائم به امامت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام است

وحضرت امام محمّدبن علی علیه السلام که قائم به امامت حضرت امام علیّ بن موسی علیه السلام است

وحضرت امام علیّ بن محمّد علیه السلام که قائم به امامت حضرت امام محمّدبن علی علیه السلام است

وحضرت امام حسن بن علی علیه السلام که قائم به امامت حضرت امام علیّ بن محمّد علیه السلام است

وگواهی می دهم به مردی که فرزند حضرت امام حسن علیه السلام است وبه کنیه ونام تعبیر نشود تا این که امراو ظاهر گردد

وزمین را از عدالت پرکند چنان که ازظلم وستم پرشده باشد.

درود ورحمت وبرکت خدا بر تو باد ای امیرمومنان !

 

ای ناجی مااسیران ظلم وتباهی آیا صبح نزدیک نشده است؟

سپس برخاست ورفت  حضرت امیرمومنان حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام  فرمودند: ای ابومحمّد ! در پی این مرد برو

وببین کجا می رود.

حضرت امام حسن بن علی علیه السلام رفتند وبرگشتند وفرمودند: جز این نبود که پای خود را از مسجد بیرون گذاشت

ومن ندانستم به کجای زمین خدا رفت.

حضرت امیرمومنان حضرت علی بن ابی طالب علیه السّلام فرمودند: ای ابومحمّد  اورا می شناسی؟

حضرت امام حسن علیه السّلام فرمودند: خدا ورسولش و امیرمومنان داناترند.

آن حضرت علیه السلام فرمودند: او خضر علیه السلام بود.

۲. در کتاب الخرایج آمده است: محمّدبن مسلم گوید: خدمت حضرت امام ابوعبدالله صادق علیه السّلام شرفیاب بودم

معلّی بن خنیس گریه کنان وارد شد  حضرت فرمودند: چراگریه می کنی؟ گفت: بیرون خانه ی شما کسانی هستند

که می پندارند شما را بر ما فضیلتی نیست وشما و آن ها یکسان هستید.

حضرت امام صادق علیه السلام کمی ساکت ماندند  سپس دستور دادند که طبقی خرما بیاورند  آن گاه یک دانه خرما  برگرفتند-

و آن را دونیم کردند  سپس آن خرما را تناول فرمودند وهسته اش را در زمین کاشتند  پس آهسته رشد کرد  وخرمای نارس داد

حضرت از آن برگرفتند وتناول کردند  آن گاه پوست نوشته ای از آن برآوردند وبه معلّی دادن وفرمودند: بخوان !

در آن نوشته شده بود: " بسم الله الرحمن الرحیم لا اله الا الله محمدرسول الله علی المرتضی والحسن والحسین وعلی بن الحسین

و..." نام یک به یک امامان تا حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و فرزندشان حضرت امام مهدی علیه السلام

در آن بود.

                                                                ادامه دارد....

+ نوشته شده در  ششم دی 1384ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط محمدحسین   |