میلاد باسعادت هشتمین اخترتابناک آسمان ولایت وامامت
غریب الغربا و معین الضعفا
شمس الشموس وانیس النفوس و
مدفون به ارض طوس

السلطان حضرت علی بن الموسی الرضا المرتضی علیه آلاف التحیت والثنا والسلام
برهمگان به نور وشادی باد.
------------------------------------------------------------------------------------------------
(درولادت واسم ولقب وکنیه ی آن حضرت )
درتاریخ ولادت آن حضرت علیه السلام اختلاف است ومشهور آن است که در یازدهم ذی القعده سال 148هجری قمری درمدینه ی مشرّفه ی منوّره متولد شده اند وبعضی یازدهم ذی الحجه سال 153 هجری قمری گفته اند که 5سال بعد از شهادت
حضرت امام جعفرصادق علیه السلام بوده است. وطبق روایت اول که مشهورتراست
ولادت آن حضرت
به فاصله ی کمی بعد از شهادت حضرت امام جعفرصادق علیه السلام
بوده است وحضرت امام جعفرصادق علیه السلام آرزو داشت که آن حضرت علیه السلام را درک کند چه آنکه
از حضرت امام موسی بن جعفرعلیه السلام روایت شده که می فرمودند: شنیدم ازپدرم حضرت امام جعفربن محمدصادق
علیه السلام
که مکرر به من می فرمودند:"عالم آل محمد علیهم السلام درصلب تواست و کاشکی من اورا درک می کردم
پس به درستی او همنام حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام است.
شیخ صدوق روایت کرده از یزیدبن سلیط که گفت ملاقات کردم حضرت امام جعفرصادق علیه السَّلام را درراه مکه
وما جماعتی بودیم, گفتم به او پدرم ومادرم فدای توباد,شما امامان پاکید ومرگ چیزی است که
هیچکس را از آن گریزی نیست پس بامن چیزی بگو تا برسانم به واپس ماندگان خود. آن حضرت فرمودند:
آری اینها فرزندان من هستند واین بزرگ ایشان است واشاره نمودند به پسرمکرمشان
حضرت امام موسی بن جعفرعلیه السَّلام
ودراوست علم وحلم وفهم و جود ومعرفت به آنچه محتاجند مردم به آن در آنچه اختلاف میکنند
درامر دین خود,ودراوست خلق وحسن جوار,واودری است ازدرهای خداوند تعالی ودراو صفتی است
بهترازاینها, پس گفتم پدرومادرم فدای توباد آن صفت چیست؟ فرمودبیرون می آورد
خدای عزوجل ازاو دادرس وفریادرس این امت را ونور وفهم وحکم این امت را, بهتر زاییده شده وبهتر نورسیده,
محفوظ میدارد به او خدای تعالی
خونها را واصلاح میکند به او میان نزاعها را وانضمام می دهد به او پراکنده را والتیام می دهد
به او شکسته را ومی پوشاند به او برهنه را وسیر میکند به او گرسنه را وایمن می سازد
به او ترسان را وفرود می آورد به او باران را ومطیع وفرمانبردار شوند بندگان, بهترین مردم باشد
در هرحال, چه درحال کهولت ومیانسالگی وچه درحال کودکی وجوانی, سیادت پیدا می کند
به سبب او عشیره ی او پیش ازرسیدنش به بلوغ, سخن او حکمت است وخاموشی اوعلم است,
بیان می کند برای مردم آنچه را که اختلاف است درآن.الخ
علامه ی مجلسی ره در جلاءالعیون دراحوال حضرت امام رضاعلیه السلام فرموده:
اسم شریف آن حضرت علی وکنیت آن حضرت ابوالحسن ومشهورترین القاب آن حضرت رضا است,
وصابر وفاضل ورضی و وفی وقرّه اعین المومنین وغیظ الملحدین نیز می گفتند.
واما پدر آن امام همام حضرت امام موسی بن جعفرعلیه السَّلام بودند ومادر مکرم وبزرگوارشان حضرت امّ ولدی بودند
که ایشان را تُکتَم و نَجمَه و اَروی و سَکَن و سَمانَه و امَ البنین نیز می نامیدند,
وبعضی آن بانوی مکرّمه را خیزران وصَقر وشَقراء نیز گفته اند.
ابن بابویه به سند معتبر از بزنطی روایت کرده است که به خدمت حضرت امام محمّدتقی علیه السَّلام
عرض کردم که گروهی از مخالفان شما گمان می کنند که مامون(لعنت الله علیه) لقب رضا را
بر پدر بزرگوار شما بنهاد در وقتی که آن حضرت را به ولایت عهدی خود انتخاب کرد
,حضرت امام محمّدتقی علیه السَّلام فرمودند: به خدا سوگند که دروغ
می گویند بلکه حق تعالی ایشان را به رضا ملقب گردانید برای آنکه پسندیده ی خدا بود در آسمان,
ورسول خدا صلی الله علیه وآله وائمه هدی علیهم السَّلام در زمین از او خشنود بودند واو را برای امات پسندیدند,
گفتم: آیا همه ی پدران بزرگوارشما پسندیده ی خدا ورسول صلی الله علیه وآله وائمه هدی علیهم السَّلام نبودند؟
فرمودند: بلی
گفتم:پس به چه سبب او را درمیان آن بزرگواران به این لقب گرامی مخصوص گردانیدند؟
فرمودند: برای آنکه مخالفان ودشمنان او را پسندیدند وازاو راضی بودند چناچه موافقان
و دوستان ازاو خشنود بودند, واتفاق واتحاد دوست ودشمن برخشنودی از آن امام بزرگوار
مخصوص آن حضرت بود. پس به این سبب اورا به این اسم مخصوص گردانیدند.
وهمچنین به سند معتبرازسلیمان بن حفص روایت کرده است که حضرت امام موسی بن جعفر علیه السَّلام پیوسته
فرزند پسندیده و بزرگوار خود را رضا می نامیدند ومی فرمودند: که بخوانید فرزند مرا رضا و
گفتم به فرزند خود رضا, وچون به آن حضرت خطاب می نمودند ان حضرت را ابوالحسن می نامیدند.
(درمختصری از مکارم اخلاق و معجزات وکلمات حکمت آمیز از آن امام همام )
واما واضح است که فضائل ومناقب ومعجزات وسخنان شفابخش وحکمت آمیز
حضرت امام ابوالحسن علی بن الموسی الرضا المرتضی علیه آلاف التحیّت والثنا والسَّلام
آن چنان زیاد است که نه دربیان آید ونه کسی می تواند آن را بشمارد و درواقع فضائل و مناقب
ومعجزات وگهرهای کلام ایشان را شمردن درواقع شمردن ستارگان آسمان است.

۱.(درفضائل ومناقب آن امام همام)
درکثرت علم آن حضرت است, شیخ طبرسی روایت کرده ازابوالصّلت هروی که
گفت ندیدم عالمتری ازحضرت امام علی بن الموسی الرضا المرتضی علیه آلاف التحیّت والثنا والسَّلام
وندید او را عالمی مگرآنکه شهادت داد به مثل آنچه من شهادت دادم, وبه تحقیق که جمع کرد مامون
درمجلسهای متعددی جماعتی ازعلماء ادیان وفقهاء ومتکلمین را تا با آن حضرت مناظره وتکلم کنند
وآن حضرت برتمام ایشان غلبه کردند وهمگی اقرار کردند برفضیلت او وقصورخودشان وشنیدم
ازآن حضرت که می فرمودند: من نشستم درروضه ی منوره وعلما درمدینه بسیاربودند وهرگاه از مسئله ای عاجزمی شدند
جمیعاً به من رجوع می دادند ومسائل مشکل خود را برای من میفرستادند ومن جواب میگفتم.
۲.(درمعجزات آن امام همام)
ازمحمّدبن داوود روایت است که گفت من وبرادرم نزد
حضرت امام علی بن الموسی الرضا المرتضی علیه الاف التحیّت والثنا والسَّلام بودیم که شخصی آمد
وبه آن امام همام خبرداد که چانه ی محمّدبن جعفرعلیه السَّلام رابسته اند
واسحق بن جعفرعلیه السَّلام وفرزندانش وجماعت آل ابوطالب می گریند
حضرت ابوالحسن علیه السلام نزد سرش نشستند ودر رویش نظر کردند وتبسم نمودند
واهل مجلس را بد آمد وبعضی گفتند این تبسم ازراه شماتت بود به مردن عمش.
روای گفت پس حضرت علیه السلام برخاستند وبیرون آمدند تا درمسجد نماز گذارند
ما گفتیم فدای توشویم ازاینها شنیدیم درباره ی شما حرفی که ناخوش آمد مارا وقتی که شما تبسم نمودید,
حضرت علیه السلام فرمودند: من تعجب از گریه ی اسحق کردم, واو به خدا پیش ازمحمّد بمیرد
ومحمّد براو بگرید. روای گوید پس محمّد برخاست ازبیماری واسحق بمرد.
3.(درکلمات حکمت آمیز آن امام همام)
.:: فرمودند: مااهل بیتی می باشیم که وعده ای که به شخصی داده ایم آن را دِین خود می بینیم
یعنی ملتزم هستیم که مانند دین آن را ادا کنیم همچنانکه حضرت پیغمبرصلی الله علیه وآله چنین کردند.
.:: وفرمودند: بیاید برمردم زمانی که عافیت درآن زمان ده جزء باشد, 9جزء آن در اعتزال
وکناره گزیدن از مردم ویک جزء دیگر در سکوت باشد.
.:: روایت شده که خدمت آن حضرت علیه السَّلام عرض شد که چه گونه شب را به صبح رساندید؟ فرمودند
: به صبح رسانیدم شب را به اجل منقوص یعنی مدت عمرم پیوسته درکم شدن است
وعمل محفوظ هرچه می کنم ثبت وحفظ می شود ومرگ درگردن ما است وآتش پشت سر ما است
و نمی دانم چه خواهد شد به ما.
ادامه دارد....