تبليغاتX
مهدی فاطمه...خداکند که بیایی

مهدی فاطمه...خداکند که بیایی

شرح خصوصیات اخلاق رفتار وزندگانی حضرت مهدی

ولادت با سعادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بر همگان به نور و شادی باد.

با قدم هاش علي به همه دعا مي كنه        با خنده هاش چه قيامتي به پا ميكنه

به فداي خال سياهت        سرم رو ميذارم به راهت

كُشتي من رو با نگاهت

سلام. ولادت با سعادت دومين اختر تابناك آسمان ولايت و امامت ، كريم اهل بيت

عصمت و طهارت حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام

بر همگان به نور و شادي باد.

 

امشب عجب شوری دل دیوانه دارد               امشب یم رحمت به کف دردانه دارد

امشب محمد  در بغل ریحانه دارد            امشب علی قرآن به روی شانه دارد

**************

ایمان بدون مهر او کفر تمام است              جنت به غیر دوستان او حرام است

دوزخ به یاد روی او برداً سلام است              قرآن سواي مكتب او ناتمام است

رخسار او قرآن منشور است مارا              هر زخم او يك آيه ي نور است مارا

(منظور از زخم، زخمهاي دل حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام است)

**************

شكوفه بود و شعف بود و شور بود آن شب        ستاره بود و سحر بود و نور بود آن شب

از انتهاي افق تا سپيده مي باريد        فرشته بر قدم نورسيده مي باريد

نسيم چهره نوازي نوازشش مي كرد        بهشت با گل و آيينه خواهشش مي كرد

گشود ديده و بر دل نشست لبخندش        تمام آيينه ها را شكست لبخندش

چنان شكفت كه تا بي كران معطر گشت        تمام حُسن خدا بود و جان كوثر گشت

هزار مرتبه تبريك حق به حيدر گفت        شبي كه يوسف زهرا به خنده مادر گفت

چنان به ديده ي اعجاز مجتبي را ديد        گمان كنم كه علي چهره ي خدا راديد

گذشت قصه ي ليلي زخيل مجنونش        شكست رونق يوسف زحُسن افزونش

مدينه از نفسش رشك مُلك كنعان شد        دخيل حُسن حَسن گشت و يوسُفستان شد

شكوفه بود و شعف بود و شور بود آن شب        تمام صحن دلم غرق نور بود آن شب

گداي فيض كريمانه ي غبارش بود        ميان موج اسيران بي شمارش بود

به هفت بند دلم جلوه كرد و جان بخشيد        امير سفره ي رحمت مرا زبان بخشيد

الا خداي كرامت بهار بارش عشق        تمام روح سخاوت تمام خواهش عشق

خدا گواه تو باشد هميشه يكتايي        پيمبر و علي و فاطمه به يك جايي

طراوت سحر باغ آسمان هستي        تو آفتاب بلند ضمير جان هستي

نسيم صبح قيامت شميم گيسويت        نگارخانه ي فردوس طاق ابرويت

تمام خيل رُسُل بنده زاد اجلالت        وجود عرش و فلك تا به حشر دنبالت

مديحه خواني تو با هزار داوود است        كه هرچه بود و نبود است بي تو نابود است

صفاي ماه صيامم صفا ندارد دل        اگرچه با تو نباشد خدا ندارد دل

چه مي شود كه شبي بر تو ميهمان گردم        و يا كنار مزار تو سايه بان گردم

چه مي شود به نگاهت دوباره جان گيرم        چه مي شود كه به افطار از تو نان گيرم

 

بگو مرا كه چه شد با دلت عزيز دلم        كه مي چكد زغمت خون به زخم خيز دلم

بگو مرا كه چه ديدي به كوچه ها آن روز    چه گشت با توكه شد شانه ات عصا آن روز

تا سر گذاشتي به سردوش مادرت        رفتي به خواب ناز در آغوش مادرت

آمد صداي زمزمه ي بي صداي تو        كه اي كاش مادرم كه بميرم براي تو

+ نوشته شده در  بیست و ششم مهر 1384ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط محمدحسین   | 

وفات حضرت خدیجه ی کبری علیه السلام بر همگان به تسلیت و تعزیت باد.

سلام. وفات حضرت خديجه ي كبري عليه السلام 

برهمگان به تسليت و تعزيت باد.

--------------------------------------------------------------------------

از سخنان گهربار حضرت امام زمان عليه السلام:

.:: چيزي بمانند نماز، بيني شيطان را به خاك نمي سايد، پس نماز بگذار و بيني ابليس را به خاك بمالان.

.:: پروردگارا! چه كسي تو را خواند و تو دعايش را اجابت نكردي؟ و چه كسي از تو درخواست نمود

و به او عطا نفرمودي؟ و چه كسي با تو مناجات كرد و او را نااميد ساختي؟ يا خود را

به تو نزديك نمود و او را دور ساختي؟

.:: نادانان و كم خردان شيعه و كساني كه پروبال پشه از دينداري آنان برتر و محكم تر است،

مارا آزار مي دهند.

+ نوشته شده در  بیست و دوم مهر 1384ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط محمدحسین   | 

انتظار

 از پنجره ي نگاهم، کوچه ي انتظار را مينگرم که جاي تو در لحظه هاي آن خاليست، اينک اين منم که دعاي

آمدنت را ميخوانم و تويي که نمي آيي... کي اين دعاي من به استجابت ميرسد؟ پس کي مي آيي؟ ... به چشمانم

سرمه ي اميد ميکشم و هر روز کوچه را آب ميزنم ... ميدانم که خواهي آمد ... پنجره ي اميدم هميشه باز است و

 من در قاب پنجره ايستاده ام ... مي مانم تا بيايي

+ نوشته شده در  شانزدهم مهر 1384ساعت 1:20 قبل از ظهر  توسط محمدحسین   | 

صفات حضرت مهدی علیه السلام و علامات و نَسَب او

شيخ صدوق در ( عيون اخبار الرضا) از حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، ايشان از

 پدرانش ،ايشان از  حضرت امام موسي بن جعفر عليه السلام روايت كرده است

كه: آن حضرت فرمود كه: ( قائم نمي شود مگر امام پسر امام، ووصيّ پسر وصيّ).

در كتاب ( كمال الدين) شيخ صدوق از عبدالله بن عطّار روايت كرده كه: به  حضرت امام جعفر صادق

گفتم كه: شيعه ي تو در عراق بسيار است، درميان اهل بيت مثل تو نبوده

( يعني از حيث شيعه و پيروي) پس چرا خروج نمي كني؟ آن حضرت فرمود: " يا عبدالله پسر عطار!

بدرستي كه سخنان لغو را به گوشت راه داده اي، و حرفهاي اراذل و فرومايگان

شيعه را مي شنوي، وگمان داري كه ما را انصاري هست! به خدا سوگند ياد ميكنم هر آينه من صاحب

شما نيستم در خروج كردن." عرض كردم: پس صاحب ما كه مي شود؟

فرمود: ( كسي كه ولادتش بر مردم مخفي مي ماند، او صاحب شما است).

شيخ طوسي در كتاب ( الغيبه) با سند از جريري روايت كرده، او گفته كه: شنيدم از زيد بن علي عليه السلام

مي گفت كه: " اين منتظر از اولاد حسين عليه السلام ودر ذرّيّه و عقب اوست و

اوست ،مظلومي كه خدا مي فرمايد: ( وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّه....) <سوره ي اسراء آيه ۳۳>

ولي او مردي است از ذرّيّه اش. بعد از خواند: ( وَجَعَلَها كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ) <سوره ي زخرف آيه ۲۸>

(سُلْطَاناً فَلا يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ....) <سوره ي اسرا آيه ۳۳>

گفت: سلطان او حجت خدا است بر جميع خلق تا خدا را بر خلق  حجّت تمام شود و خلق را بر خدا

حجّتي نباشد"

در كتاب ( كمال الدين) از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام ايشان از جدّشان روايت كرده، آن حضرت

گفت كه: " حضرت امير المومنين عليه السلام در منبر فرمود كه:

خروج مي كند مردي از اولاد من در آخر زمان كه رنگش سفيد و به سرخي مايل، وشكم و رانهاي او

پهن است، واستخوانهاي شانه هاي وي بزرگ است، ودر پشتش دو خال هست،

رنگ يكي مثل رنگ پوستش است و ديگري شبيه به خال پيامبر صلي الله عليه وآله است. او را دونام است،

يكي مخفي و ديگري ظاهر، آنكه مخفي است احمد است و آنكه ظاهر (م ح م د).

زماني كه بيرق خود را جنبانيد، ما بين مشرق و مغرب را منوّر مي كند. دست خود را بر سر بندگان ميگذارد،

آن وقت دل مومن از آهن سخت تر مي باشد و خدا او را قوّت چهل مرد عطا مي فرمايد.

و مرده اي نمي ماند مگر اينكه شادي به دل او داخل مي شود در قبرش، و ايشان به همديگر با ظهور

قائم عليه السلام مژده و بشارت مي دهند."

شيخ طوسي در كتاب ( الغيبه) از جابر جعفي روايت كرده كه، او گفته كه: شنيدم از حضرت امام جعفر صادق

عليه السلام مي گفت كه: " عمر بن الخطاب به حضرت اميرالمومنين عليه السلام

گفت كه: خبر ده به من از نام مهدي، آن حضرت فرمود كه: بدرستي كه حبيب من پيامبر صلي الله عليه وآله

از من عهد گرفته كه من نام او را مگويم تا وقتي كه خدا او را برانگيزد.

عمر گفت كه: از صفت وي خبر ده، حضرت اميرالمومنين فرمود: او جواني است خوش روي و خوش موي،

موهايش تا به منكبين مي رسد و نور رويش به سياهي سر و محاسن وي

غالب مي شود، پدرم فداي پسر بهترين كنيزها باد."

                                                    ( قسمت دوم اين مطلب ان شا الله به زودي نوشته خواهد شد)

                                                                    ادامه دارد....       

+ نوشته شده در  هفتم مهر 1384ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط محمدحسین   | 

السلام عليك يا غريب الغربا و يا معين الضعفا يا حضرت امام رضا عليه السلام

السلام علیک یا سلطان سریر ارتضاء یا

سلطان یا اباالحسن یا علی بن الموسی الرضا المرتضی علیه آلاف التحیة و الثنا

الا ای ضامن آهو سرو جانم فدای تو           دلم پر میزند سوی تو و گلدسته های تو

امام رضا مدد  امام رضا مدد

ای گل زهرا مهر تو باشد در سرنوشت من          بارگاه تو باشد تا ابد باغ بهشت من

دل سرگشته ام را پرچم سبز شما برده           به قفل پنجره فولاد تو قلبم گره خورده

امام رضا مدد  امام رضا مدد

شمس الشموسی سلطان طوسي من زائر كويت         تو گل خوشبو ضامن آهو من هم آهويت

خدا را شاكرم مولا كه زير سايه ات هستم

يا امام رضا مدد  ياامام رضا مدد

مولاي خوبم يار محبوبم تو عشق دلهايي          جان پيغمبر از نسل حيدر فرزند زهرايي

تو خورشيدي و ايران ذره ي دور و برت باشد         تو سلطاني و مشهد پايتخت كشورت باشد

امام رضا مدد  امام رضا مدد

                                                           ادامه دارد....               

+ نوشته شده در  سوم مهر 1384ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط محمدحسین   |