تبليغاتX
مهدی فاطمه...خداکند که بیایی

مهدی فاطمه...خداکند که بیایی

شرح خصوصیات اخلاق رفتار وزندگانی حضرت مهدی

ولادت باسعادت حضرت مهدی عج الله واحوال مادرشان

بسم الله الرحمن الرحیم

در کتاب "کمال الدین" از موسی بن محمد بن قاسم بن حمزه بن موسی بن جعفر روایت است که: خبر داد به من حکیمه دختر

حضرت امام محمدتقی علیه السلام  که اما حسن عسکری علی السلام کسی را پیش من فرستاد که

"افطارروزه راامشب درپیش مابکن که امشب نیمه شعبان است.خدای تعالی در این شب به زودی حجت خودرا ظاهر خواهد

گردانیدو اوست حجت خدا درروی زمین"حکیمه گوید"من گفتم مادر اوکیست؟" حضرت فرمودند"نرجس"

گفتم :فدای تو شوم درنرجس اثر حمل نیست؟ حضرت فرمودند:"امرچنین است که میگویم" حکیمه گوید :من سلام کردم و

نشستم.زمانی که از نماز عشا فارغ شدم افطار کردم وخوابیدم ودر نصف شب بیدارشدم ونماز شب را

اداکردم درحالتی که نرجس خاتون خواب بود واثر ولادت در اونبود بعداز اتمام تعقیب نماز خوابیدم .بعداز آن بااضطراب

بیدار شدم پس از من نرجس خاتون بیدارشد ونماز خواند .در آن حال به دلم پاره ای شک آمد.ناگاه

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام از اتاق خود مرا صدازد :ای عمه !تعجیل مکن که امر ولادت نزدیک شد.حکیمه

گوید که:" سوره الم سجده ویس میخواندم که ناگاه نرجس خاتون بااضطراب از خواب بیدار شد.

برخاستم وگفتم :"آیا درخود چیزی میابی؟"گفت:"بلی" گفتم :"به قلب خود آرام ده که این همان حال ولادت است"

حکیمه گوید:"مراونرجس خاتون را زمانی خواب گرفت.پس به واسطه حرکت آن مولودبیدارشدم

وجامه ازروی اوبرداشتم .ناگاه دیدم که به اعضای هفت گانه سجده میکند.پس اورا برداشتم وبه سینه خود چسباندم ودیدم که

ازآلایش ولادت پاک وپاکیزه است.پس حضرت امام حسن عسکری علیه السلام مراصدانمود که

:"ای عمه!پسر من را به نزد من بیاور" آن مولود را به نزد وی بردم آن حضرت دستهای خود رابه زیر رانها وپشت او

گذارد وپاهای اورابه سینه خود گذاشت وزبان خودرا به دهان وی گذاشت ودست خودرا

بر چشم وگوش وبندهای او کشید وگفت:"ای پسر من سخن بگو" پس آن مولود گفت:

"اشهدان لااله الا الله وحده لا شریک له واشهدان محمد رسول الله"

بعداز آن صلوات به حضرت امیرالمومنین علیه السلام وسایر ائمه تا حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرستاد.بعد از آن

آن حضرت فرمود:"ای عمه ! اورا به نزد مادرش ببرتا بر اوسلام کندبعد ازآن اورا به نزدمن بیاور"

پس اورا بردم به مادرش سلام کرد .پس برگردانیدم اورابه نزد پدرش.آن حضرت فرمود :" ای عمه ! در روز هفتم ولادت

اورا به نزد من بیاور" حکیمه گوید:"در صبح شب ولادت رفتم به نزد آن حضرت واورا ندیدم "

گفتم :"فدای توشوم سید من چه شد؟" فرمود:" سپردم اورا به کسی که مادر موسی آن حضرت را به اوسپرد"حکیمه گوید:"در

هفتمین روز ولادت به خدمت ان حضرت رفتم وسلام کردم.آن حضرت فرمود:"پسرم را

بیاور وبه من ده.پس قنداقه ی اورا به آن حضرت دادم"پس آن حضرت زبان خود رابه دهان اوگذارد گویا که به او شیر یاعسل

میدهدبعداز آن فرمود:" ای پسرمن سخن بگو" گفت :" اشهدان لااله الا الله وصلوات بر

پیغمبروامیرالمومنین وسایر ائمه تا پدر بزرگوارش فرستاد واین آیه را تلاوت نمود:

بسم الله الرحمن الرحیم

ونرید ان نمن علی الذین استضعفوافی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین.

ونمکن لهم فی الارض ونری فرعون وهامان وجنودهما منهم ماکانو یحذرون.

ودر همین کتاب آمده است که:"وقتی حضرت صاحب الزمان علیه السلام از شکم مادر در آمد برروی زانوهایش نشست

درحالتی که انگشت شهادت رابه آسمان بلند کرده بود بعد از آن عطسه کرد و

فرمود:"الحمدالله رب العالمین وصلی الله علی محمدوآله .ظالمان گمان کردند که حجت خدا باطل شده اگر به ما اذن سخن گفتن

داده شود هرآینه شکها زایل میشود"

 

                               ادامه دارد....

+ نوشته شده در  نهم فروردین 1384ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط محمدحسین   | 

دعای عهد

بسم الله الرحمن الرحیم

بارخدایا ای پروردگارنورعظیم وای پروردگارکرسی بلند وای پروردگاردریای جوشان وفرستنده ی تورات وانجیل

وزبور وای پروردگار سایه خنک وبادگرم ونازل کننده ی قرآن بزرگ وای پروردگار

فرشتگان مقرب وپیغمبر مرسل  پروردگارا من ازتو تقاضا میکنم به آبروی کریمت و به نور وجه منیرت وملک

قدیمت ای زنده ی پاینده ازتو می طلبم بدان نامت که تابنده به آن آسمانها وزمینها

وبدان نامت که به آن اصلاح شوند اولین وآخرین ای زنده ی پیش ازهرزنده وای زنده ی پس از هرزنده

وای زنده آنگاه که زنده ای نیست  ای زنده کننده مرده ها وای میراننده ی زنده ها

ای زنده ای که نیست معبودحقیق جزتو.پروردگارا برسان به مولای ما امام هادی مهدی قائم به امرت درود خدا

براو وبر اجدادپاکش از همه ی مومنین ومومنات درمشرق زمین ومغرب آن دربادیه

وکوه وبیابان ودریا واز من ووالدینم از صلوات به وزن عرش خداوکشش کلماتش وآنچه به شمار آرد علمش

وفراگیرد کتابش.پروردگارا من تازه میکنم با او در بامداد امروز وتازنده ام

در روزگارانم پیمان وتعهد وبیعت اورا درگردنم ونه برمیگردم هرگز از آن .پروردگارا مرا قرارده ازانصار

ویاران او وکمک یارانش ودفاع کنندگان از او وشتابندگان به سوی او در

برآوردن نیازهای خود وفرمانبرداری به اوامر او و حمایت کنندگان از او وپیشروان در انجام اراده او واز شهیدان

دررکابش .پروردگارا اگر حایل  شد میان من و او مرگ  آنچنانیکه بر

بندگانت حتم کردی آن را ومقرر داشتی  بیرون آور مرا از قبرم درحالیکه کفن خود رابر کمر بسته باشم وبا

شمشیرکشیده ونیزه افراشته دعوت داعی حق رااجابت کنم که متوجه

شهرنشین وبادیه نشین است.پروردگارا به من نشان بده آن چهره ارجمند وآن  پیشانی درخشان پسندیده را

ودیده مراسرمه کش به دیدارش که نصیب من شود .وتعجیل کن در

فرج او وآسان کن ظهورش را ووسیع گردان راهش را وببر مرا به راه او ونافذ کن امرش را ومحکم کن

پشتش را.پروردگاراآبادکن به او بلاد خود راوزنده کن به او

بندگانت را زیرا تو گفتی وگفتارت حق است وپدید شد تباهی در بیابان ودریا بدانچه کسب کردند دستهای

مردم پس ظاهر کن پروردگارا برای ما ولیت وزاده ی دختر

پیغمبرت همنام  رسولت راتا دست نیابد به چیزی از باطل  جز آنکه بدرد وپابرجا کند حق را ومحقق سازد

وقرارش ده پروردگارا پناهگاه ستم رسیدگان ازبندگانت ویار

کسی که نمیابد جزتو.وتازه کننده احکام تعطیل شده از قرآنت ومشید آنچه  وارد شده از نشانه های دینت

وروشهای پیغمبرت صلی الله علی وآله.پروردگارا بگردانش

از آنها که نگهداشتی از یورش ظالمان .پروردگاراشاد کن پیغمبرت  محمد صلی علی محمد وآله  به دیدارش

وهرکه پیرو اوست بردعوتش ورحم کن بیچارگی مارا

پس از او.پرودگارا برطرف کن این گرفتاری انبوه رااز امتت بحضور او وتعجیل کن برای ما در ظهورش

زیرا آنها دور میدانند وما آن را نزدیک میدانیم به

رحمتت ای رحم کننده ترین رحم کنندگان

+ نوشته شده در  یکم فروردین 1384ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط محمدحسین   |